نيا باران
نیا باران....
زمین جای قشنگی نیست
من از جنس زمینم خوب می دانم
که اینجا جمعه بازاریست و
دیدم عشق را در بسته های زرد کوچک نسیه میدادند
د ر اینجا قدر مردم را به جو اندازه میگیرند
در اینجا شعر حافظ را به فال کولی بان های در به در اندازه میگیرند
نیا باران....
زمین جای قشنگی نیست
+ نوشته شده در ساعت 11:52 توسط ............ مجنون
|
من بغض کرده ام، که این روزها آخرین روزهای دیدار توست،میروی بی آنکه بدانی روزهایم در سکوت و نگفتن گذشت،نجابت لب های من و متانت چشمان تو اجازه ی کلامی نداد،و تاوان نجابتم چه سنگین است.و اما اکنون که لحظه های رفتنم رسیده است چه دردناکتر گشته این نگفتن.ای کاشهایم شروع شده و ملامت قلبم لحظه ای رهایم نمیکند که به پای عقل این همه احساس را باختم