سکوتی در راه است 
بهر قامت درختهای شهر
خیابان ها دست بکار شده اند
مهمانی برگ ها در راه است
رهگذر  ها خشکی برگ ها را می طلبند
باد خواهد وزید
رویای شهر پر از زرد وطلایی برگ
شعر ها بوی خزان گرفته اند
گنجشک ها  از صدای باد بیم دارند
پاییز رسیده است
این را برگ های عجول گفته اند
من انتظار آهنگ خزان نشسته ام
صدای باد
ناله ی درخت
خش خش برگ
رهگذران عاشق
عجب اهنگ غمگینیست
که تورا به شادی بهار نوید می دهد
زندگی جز این نیست
شادی خواهد رسید
صبر می باید سختی روزگار را
چو درخت

چو خیابان ها

و یا کنجشک شعر من