منـو ببخــش

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

من ببخش چندوقته که عاشق اون نگات شدم

منوببخش آخه خراب دل باصفات شدم

منوببخش اگه تورودوست دارم خیلی زیاد

منوببخش اگه شبابارونیه چشام برات

منوببخش اگه توی نمازم اینومیخونم

که خداکنه بشه همیشه پیشت بمونم

منوببخش اگه برای قلب توخیلی کمم

منوببخش اگه توی چشای توزل میزنم

منوببخش اگه شباهمش بایادت می خوابم

منوببخش ولی بدون تاآخرش خرابتم!!!

دوســـــــــــت

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com


کسي را که خيلي دوست داري، زود از دست مي دهي پيش از آنکه

خوب نگاهش کني. پيش از آنکه تمام حرفهايت را به او بگويي ، پيش از

آنکه همه لبخندهايت را به او نشان بدهي مثل پروانه اي زيبا، بال ميگيرد و

دور مي شود ، فکر ميکنی ميتواني تا آخرين روزي که زمين به دور خود

مي چرخد و خورشيد از پشت کو ه ها سرک مي کشد در کنارش باشي


 
                
ای دنیا چی بهت بگم     

خوشبختی

خـُـدا خـوشـبـَخـتـی مـا رو مـی خـواد .... خــــوشـــبـَــــخــــتــی مـــا دَر ســـــه جـُــمـــلـِــه اَســـــــــت :  

تـَـجـربـه اَز دیــروز ؛ اِســتـِــفــاده اَز اِمــروز ؛ وَ اُمــیــد بــه فـَــردا .
وَلـی شـــِیـطـان بـا سـه جـُمـلـه زِنـدِگـی مـا رو تـَبـاه مـیـُکـنـه :

حـــَـســــرَت دیـــــروز ؛ اِتــــلافــــــ اِمـــــروز ؛ تــَــرس اَز فـَــــردا .

کودکی ات را با هیچ چیزی عوض نکن

         

 

نه !! من هنوز هم بی بهانه می خندم

از عمقِ دلم دوست می دارم

و هنوز هم دنبالِ جوابِ سوالهایِ بی انتهایِ خود می گردم

نه !! من نگاهِ کودکانه ام با هیچ چیز عوض نخواهم کرد

حتی اگر که جسمِ من محکوم به زوال باشد

روحم را تا نفس می کشم .. کودکانه می خواهم

دنیایِ بزرگترها .... گاهی خسته می کند دلِ مرا

دنیایِ بهتری را طلب می کند دلم

در دنیایِ کودکانه ام هر وقت بخواهم می خندم .. گریه می کنم

فریاد می کشم .. ( خودم هستم ) خودِ خودم با تمامِ جزر و مدهایِ احساسم

و بارها و بارها با خود می گویم :

مینا .... دنیایت را با هیچ دنیایِ دیگری عوض نکن

بگذار تا همیشه زیبایی را لمس کند دلت

دنیایت را در مُشتِ کودکانه ات بگیر محکم

با خودت ببر .. هر جا که می روی

تا با لذت ثانیه ها را نفس کشی

تا .. رویاهایِ کودکانه ات را زندگی کنی

تا .. امید داشتن حرفِ اولِ دلت باشد

خدایا .. راضی مباش که دلِ هیچکس لحظه ای بدونِ امید و آرزو باشد

رقص شعله هـــــــــــا

                                       

 

عکـــــــــــــس

 

                                    

                        

                       

   

                    

داستان عاشقانه کوتاه و جدید گل آفتابگردان عاشق

داستان عاشقانه کوتاه و جدید گل آفتابگردان عاشق

 

گل آفتاب گردان رو به نور می چرخد و آدمی رو به خدا . ما همه‌ آفتابگردانیم.
اگر آفتابگردان‌ به‌ خاک‌ خیره‌ شود و به‌ تیرگی، دیگر آفتابگردان‌ نیست.
آفتابگردان‌ کاشف‌ معدن‌ صبح‌ است‌ و با سیاهی‌ نسبت‌ ندارد.
اینها را گل‌ آفتابگردان‌ به‌ من‌ گفت‌ و من‌ تماشایش‌ می‌کردم‌ که‌ خورشید کوچکی‌ بود در زمین‌ و هر گلبرگش‌ شعله‌ای‌ بود و دایره‌ای‌ داغ‌ در دلش‌ می‌سوخت.
آفتابگردان‌ به‌ من‌ گفت: وقتی‌ دهقان‌ بذر آفتابگردان‌ را می‌کارد، مطمئن‌ است‌ که‌ او خورشید را پیدا خواهد کرد.
آفتابگردان‌ هیچ‌ وقت‌ چیزی‌ را با خورشید اشتباه‌ نمی‌گیرد؛ اما انسان‌ همه‌ چیز را با خدا اشتباه‌ می‌گیرد.
آفتابگردان‌ راهش‌ را بلد است‌ و کارش‌ را می‌داند. او جز دوست‌ داشتن‌ آفتاب‌ و فهمیدن‌ خورشید، کاری‌ ندارد.
او همه‌ زندگی‌اش‌ را وقف‌ نور می‌کند، در نور به‌ دنیا می‌آید و در نور می‌میرد. نور می‌خورد و نور می‌زاید.
دلخوشی‌ آفتابگردان‌ تنها آفتاب‌ است.
آفتابگردان‌ با آفتاب‌ آمیخته‌ است‌ و انسان‌ با خدا.
بدون‌ آفتاب، آفتابگردان‌ می‌میرد؛ بدون‌ خدا، انسان.
آفتابگردان‌ گفت: روزی‌ که‌ آفتابگردان‌ به‌ آفتاب‌ بپیوندد، دیگر آفتابگردانی‌ نخواهد ماند و روزی‌ که‌ تو به‌ خدا برسی، دیگر «تویی» نمی‌ماند.
و گفت‌ من‌ فاصله‌هایم‌ را با نور پر می‌کنم، تو فاصله‌ها را چگونه‌ پُر می‌کنی؟ آفتابگردان‌ این‌ را گفت‌ و خاموش‌ شد.
گفت‌وگوی‌ من‌ و آفتابگردان‌ ناتمام‌ ماند.
زیرا که‌ او در آفتاب‌ غرق‌ شده‌ بود.
جلو رفتم‌ بوییدمش، بوی‌ خورشید می‌داد.
تب‌ داشت‌ و عاشق‌ بود.
خداحافظی‌ کردم، داشتم‌ می‌رفتم‌ که‌ نسیمی‌ رد شد و گفت: نام‌ آفتابگردان‌ همه‌ را به‌ یاد آفتاب‌ می‌اندازد، نام‌ انسان‌ آیا کسی‌ را به‌ یاد خدا خواهد انداخت؟
آن‌ وقت‌ بود که‌ شرمنده‌ از خدا رو به‌ آفتاب‌ گریستم
 
 
 
 
 
 

چرا انقدر نگرانيد؟ ...!!!

 

فقط دو چيز وجود داره كه نگرانش باشی: اينكه سالمی يا مريض. اگر سالم هستی، ديگه چيزی نمونده كه نگرانش باشی؛ اما اگه مريضی، فقط دو چيز وجود داره كه نگرانش باشی: اينكه دست آخر خوب می شی يا میميری. اگه خوب شدی كه ديگه چيزی برای نگرانی باقی نمی مونه؛ اما اگه بميری، دو چيز وجود داره كه نگرانش باشی: اينكه به بهشت بری يا به... جهنم. اگر به بهشت بری، چيزی برای نگرانی وجود نداره؛ ولی اگه به جهنم بری، اون قدر مشغول احوالپرسی با دوستان قديمی می شی كه وقتی برای نگرانی نداری پس در واقع هيچ وقت هيچ چيز برای نگرانی وجود نداره.
دکتر علی شریعتی